باسمه تعالی
معنی بیتی از نظامی در خسرو و شیرین
1- محمد رضا بنائیان بروجنی کارش ارشد زبان و ادبیات فارسی
چکیده:
نظامی از شاعرانی است که « تصاویری از عادات ورسوم و معتقدات و اصطلاحات زندگی مردم» (1387: 98) را در شعر خویش بیان کرده است. توجه او در پنج گنج به ابداع و نو آوری، به او مجال هنر نمایی داده است و داستانهای او را از تشبیهات و استعارات و کنایات لطیف و تصویر سازیهای بدیع پر کرده است و گاه افراط او در این کار سخن او را مشکل و دست نیافتنی ساخته است.
در این مقاله به معنی و تحلیل یک بیت از خسرو و شیرین نظامی می پردازیم که بر اساس توضیحات بالا و عدم توجه شارحان محترم به نگاه طولی به ابیات داستان، باعث انحراف فکر و اندیشه گشته و به معنی صحیح و درستی دست نیافته اند
نظامی در بیت مورد نظر هنر تصویر سازی را با کنایه ای بدیع همراه کرده است و عدم توجه به آن باعث به وجود آمدن سخنانی شده است که خواننده تیز بین را ارضا نمی کند.
ما در این مقاله کوتاه با اشاره به تصویر موجود در بیت و کنایه آن به شرح و تحلیل بیت پرداخته ایم .
نظامی در ملاقات شیرین و خسرو در شکار گاه از زبان شیرین بیت زیر را
« اگر بر فرش موری بگذرد پیل فتد افتاده ای را جامه در نیل»
بیان می کند که بحث انگیز شده است و شارحان محترم معنی دلنشینی از آن استخراج نکرده اند. ما در این مختصر در صدد کشف و پیدا کردن معنایی درست و در خور برای آن هستیم.
کلمات کلیدی : خسروو شیرین، مور، پیل، جامه در نیل افتادن
مقدمه :
حکیم نظامی گنجوی از بزرگان و نو آوران زبان و ادب فارسی به شمار می آید. هنر نماییهای او در خمسه باعث شده است که تقلید های فراوانی از او صورت بگیرد. همچنین از دیر باز به شرح خمسه او بپردازند.
از قدیم ترین شارحان « جامی» و از شارحان امروزی حسن وحید دستگردی، عبدالمحمد آیتی، برات زنجانی و بهروز ثروتیان و ... را می توان نام برد ولی متاسفانه با همه تلاشهای این استادان بزرگ هنوز ابیاتی از آثار او دچار ابهام و در بسیاری موارد مشکل باقی است.
پیشینه تحقیق:
آقاي غلامعلي حقيقي راد در مجلة گوهر پيشينه اي از بيت را از كتاب « مكتب استاد» مرحوم سعيد نفيسي بيان نموده و آن را به عنوان يك پرسش مطرح كرده اند تا پاسخي براي آن بيابند البته بيت را به گونة زير ضبط كرده اند:
اگر بر فرش مويين بگذر پيل فتد افتاده اي را جامه در نيل
و آن گاه پاسخ معني بيت را از زبان سعيد نفيسي بدين گونه آورده اند:
«در قديم معمول بوده است كه از موي اسب يا حيوانات فرش مي بافتند و چون موي حيوانات حرارت را نمي پذيرد و گرم نمي شود تابستان روي آن مي نشستند و مراد از فرش مويين فرشي است كه از مو بافته شده باشد. البته فرش مويين لغزنده و به اصطلاح ليز بوده است و راه رفتن روي آن مشكل بوده و اگر احتياط نمي كرده اند پايشان مي لغزيده و به زمين مي خورده اند( ؟ ) و البته فيل هم نمي توانسته است روي آن راه برود و زمين مي خورده و كسي كه سوار فيل بوده به زمين مي خورده و اگر نزديك رود نيل بوده در آب مي افتاده و جامة او هم به رود نيل مي افتاده است . نظامي گفته است اگر بر فرش مويين بگذرد ( تا آخر) يعني اگر فيل بر فرش مويين كه لغزنده است بگذرد، مي افتد و كسي كه برآن سوار است نيز خواهد افتاد و جامة او هم به رود نيل مي افتد و مقصود نظامي از اين تفسير، اين است كه هر كسي كه بي احتياطي كند و كار خطر ناكي را بر عهده بگيرد از آن ضرر و آسيب مي بيند(1355: 886-884)
آقاي وحيد دستگردي در مورد بيت فرموده اند: « يكي از ابيات مشكل نظامي كه تا كنون كسي به حل عقدة آن راه نبرده ، اين بيت است و سبب آن است كه آشنا به زبان و بيان حكيم نظامي نبوده اند. جامه در نيل افتادن : كنايه از دو معني ضد يكديگر است، يكي لباس سياه ماتم پوشيدن و ديگري جامة سرسبزي و سعادت و خوشبختي در بر كردن. زيرا از نيل رنگ سياه و سبز هر دو توليد مي شود. استعمال در معناي اول فراوان و در معناي ثاني كم است ولي نظامي در چندين جا استعمال كرده، يكي در اول همين كتاب[ خسرو و شيرين ] است صفحة 6 سطر 12 مي گويد:
« طبايع را يكا يك ميل در كش بدين خوبي خرد را نيل در كش» (1393: 6)
يعني از نابود ساختن طبايع و شهوات خرد را سر سبز و خوشبخت كن.« حكيم آذري طوسي در كتاب جواهر الاسرار دو سه بيت مشكل نظامي را به ترجمه پرداخته و از جمله در اين بيت مي گويد" اين بيت اشارت است به واقعة بهمن بنت( ؟ ) هماي كه مادر، او را در آب انداخت و گازرش پيدا كرد و باعث خوشبختي گازر گرديد. يا آنكه اشارت است به باريدن باران در خانة مور كه دانه هاي افتاده را سر سبز مي كند و پيل كنايه از ابر است. ولي حق آن است كه اين دو موضوع دو مصداق از هزاران مصداق اين بيتند و معني بيت اين است كه اگر بزرگي بر خردي مهمان شود، آن خرد، صاحب جاه و سعادت مي شود و در حقيقت ، اين بيت سعدي ترجمة آن است.
كلاه گوشة دهقان بر آفتاب رسد كه بر سرش فكند سايه چون تو سلطاني » ( 1393: 117- 118)
آقاي زنجاني در شرح خويش بر خسرو وشيرين در مورد معني تركيبات اين بيت آورده اند: « جامه در نيل افتادن = سود و فايده بردن. دلق ازرق كردن را حافظ را در همين مفهوم به كار برده
ما نگوييم بد و ميل به نا حق نكنيم جامة كس سيه و دلق خود ازرق نكنيم » (1390: 445)
به نظر مي رسد آقاي زنجاني معني جامه در نيل افتادن به معني سود بردن را از وحيد گرفته اند ولي چون با معني شاهد وحيد همراه نبوده اندآن شاهدرا نياورده اند.
آقاي زنجاني بيت شاهد وحيد را : «طبايع را يكايك ميل در كش بدين خوبي خرد را نيل در كش» اينگونه معني كرده اند: « طبايع را فاعل مدان و خرد را با همة خوبي كه دارد در دريافت ذات خداوند و راز آفرينش هيچ انگار» ( 1390: 298)
اما وحيد بيت شاهد خويش را چنين معني كرده اند: « نيل در كشيدن و جامه در نيل افكندن كنايه از سرسبزي و دولت است و در فرهنگها نياورده اند. چنانكه كنايه از ماتم داري هم هست ، يعني؛ چشم طبيعت را ميل در كشيده و كور كن و بدين وسيله خرد را دولتيار ساز. » ( 1393: 6 )
حكيم آذري طوسي كه وحيد مطالبي را از او نقل كرده پيل را كنايه از ابر گرفته و گذر كردن بر فرش مور را آب در لانة مورچگان ريختن كه از همنشيني كلمات در اين مصراع چنين معنايي بر نمي آيد و به آن اشاره شد.
شرح بيت:
آقاي وحيد كه جامه در نيل افتادن را به معناي سر سبزي تصور كرده اند و بيان فرموده اند كه در فرهنگها نيامده است به اين سبب بيان نموده اند كه بيت شاهد را غلط معني كرده اند.
اگر چه وحيد در نهايت به مفهوم بيت دست يافته اند ولي نتوانسته اند بيت را مستدل شرح و بيان نمايند.
به نظر اين حقير، شيرين از خسرو دعوت مي كند كه در سر راه شكار كاخي اهدايي از پادشاه در اختيار ماست كه:
«در اين نزديكي از بخشيدة شاه وثاقي هست ما را بر گذر گاه »
« اگر تشريف شه ما را نوازد كمر بندد رهي، گردن فرازد » ( 1390: 76)
اگر شاه افتخار دهد كه مهمان ما باشد اين بنده(شيرين) با كمر بستن به خدمت شاه افتخار به دست مي آورد و در دنبالة كلام خود پيشاپيش عذر خواهي نيز مي كند كه اگر كوتاهي شود عذر آن را بيان كرده باشد و آن را با يك تمثيل به كار مي برد و مي گويد:
« اگر بر فرش موري بگذرد پيل فتد افتاده اي را جامه در نيل» (همان، 76)
نظامي در اين بيت از زبان شيرين راه اغراق مي پيمايد. خود را موري مي داند در برابر عظمت و بزرگي خسرو كه همانند پيل[i] است. جامه در نيل افتادن هم به همان معني معروف جامة سياه پوشيدن است كه معني دور تر آن عزا گرفتن است و نهايتا دچار درد سر بزرگ شدن.
شيرين مي گويد: اگر شاه افتخار دهد و مهماني مرا بپذيرد خودم كمر مي بندم و به خدمت شاه مشغول گشته و از اين راه به افتخار بزرگي نايل مي گردم اگرچه شاه پيل مانند بر فرش شخصي مانند من كه در برابر عظمت او همچون موري هستم پا بگذارد شخص را دچار دردسر بزرگي خواهد ساخت و به اصطلاح شخص از اينكه نتواند از او پذيرايي كند عزا خواهد گرفت.شاه با شنيدن اين سخن دعوت شيرين را مي پذيرد.
« ملك گفتا چو مهمان مي پذيري به جان آيم اگر جان مي پذيري» ( همان، 76)
نتيجه :
بسياري از ابيات نظامي به دليل ابتكار هاي او در كاربرد كنايه و استعاره هاي بديع و تصویر سازی باعث شده است كه معناي بيت آن طور كه بايد دريافت نگردد . علاوه بر اين در بيت مورد نظر عدم توجه شارحان محترم و سخن سرايان – كه در مورد بيت نظر خويش را بيان كرده اند – به حال و هواي داستان و ارتباط طولي ابيات باعث انحراف ذهن آنان شده و به بيراهه رفته اند.
1 - در شاهنامه هم بزرگي چثة نشانة قدرت و توانايي است و بسياري از پهلوانان به حيواناتي چون شير و گرگ و كرگدن و پيل تشبيه شده اند. در نبرد سپاه منوچهر با سلم و تور شاپور يكي از سپاهيان منوچهر ژنده پيل دلير است
مبارز چو شيروي درنده شير چو شاپور يل ژنده پيل دلير ( 1385: مجلد دوم، 117)
افراسياب كه از چنگ رستم مي گريزد ، رستم را اينگونه توصيف مي كند:
بدان زور هرگز نباشد هزبر دو پايش به خاك اندر و سر به ابر( همان، ، 67)
علاوه بر اين خوراك پهلوان نيز نشانة قدرت و بزرگي او بوده است .در خوان سوم ويژگي رستم را در خوردن چنين بيان مي كند
چو سيراب شد ساز نخجير كرد كمر بست و تركش پر از تير كرد
بيفكند گوري چو پيل ژيان جدا كرد از او چرم پاي و ميان
چو خورشيد تيز آتشي برفروخت برآورد زآب اندر آتش بسوخت
بپردخت زآتش به خوردن گرفت به خاك استخوانش سپردن گرفت( همان، 94)
منابع :
حقيقي راد، غلامعلي، (1355) « معني يك بيت از نظامي» گوهر، 46، 884- 886
فردوسي، ابوالقاسم، ( 1385) ، شاهنامه ، زير نظر ع.نوشين، تهران، نشر قطره، چاپ هشتم
نظامی گنجوی، الیاس بن یوسف، (1387) احوال و آثار و شرح مخزن الاسرار نظامی گنجوی، تصحیح برات زنجانی،تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ هشتم
ــــــــــــــــــــــــــــ (1390) خسرو وشيرين،تصحيح برات زنجاني، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم
ـــــــــــــــــــــــــــــ (1393) خسرو وشيرين ، با حواشي و تصحيح حسن وحيد دستگردي، به كوشش سعيد حميديان، تهران، نشر قطره، چاپ پانزدهم
موحد، عبدالحسين، (1367) اشارتها و بشارتها در گنجينة راز نظامي ، تهران، انتشارات امير كبير، چاپ اول